تبليغاتX
خوش آمدید

fardahaa

سامان دادمان

fardahaa

http://fardahaa.blogfa.com

خوش آمدید

خوش آمدید

خوش آمدید

این وبلاگ حاصل کار گروهی چند دانشجوی ایرانی در خارج از کشور هست .
ما اینجا همه چیز داریم از خاطرات روزانه تا اخبار سیاسی و گزارشهای فرهنگی هدفی نداریم جز اینکه شما هم بدانید ! دانستن تنها هدف ماست . بسیار خوشحال می شویم که شما نیز همراه ما شوید و در کنار ما بنویسید

خوش آمدید

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog

خوش آمدید 
خانه آرشیو لینکستان پست الکترونیک تماس با ما
ذخیره سازی علاقه مندی خانگی کن تبادل لینک RSS 2.0
نام کاربری:   کلمه عبور: 

بسیار خوشحال می شویم که شما نیز همراه ما شوید و در کنار ما بنویسید
موضوعات
   
 
 
افراد آنلاین
 
جدیدترین مطالب
   
آرشیو مطالب
   
  دلم تنگه برای مدرسه / سامان دادمان
نوشته شده توسط :
ارسال شده در: شنبه هشتم مهر 1385

دلم برای مدرسه تنگ نشده است. خیلی وقتها مدرسه را دوست نداشتم، گرچه بچه ی درس خوانی بودم. از سالهای مدرسه رفتن خاطرات خوبی دارم. سالهای دبیرستان، سالهای شرارت ، روزهای توبیخ . سوم و پیش دانشگاهی ، طعم شیرین کمتر از ده گرفتن. می ترسیدم این تجربه ی خوب را نداشته باشم. از بس زرنگ بودم و از بس از من انتظار همیشه شاگرد اول بودن می رفت. ولی سوم دبیرستان فیزیک و ریاضی و پیش دانشگاهی فیزیک را افتادم ! یک شوک در خانواده ای که میثمشان قرار بود از رتبه های اول کنکور باشد. قرار بود شریف قبول شود. آنقدر گفته بودند که خودم هم فکر می کردم کمتر از شریف جای من نیست. اما این ترس شکست. و بعد از آن همه دنبال علت بودند که "نازنینشان" را چه شده است. هی !یادش بخیر. بعد هم که کنکور ِ سال اول ریاضی قبول شدم و دو سال خواندم اما من اینکاره نبودم ! انصراف دادم. دوباره کنکور دادم تا اینبار چیزی که می خواهم بشوم. میخواستم نمایشِ هنرهای زیبا قبول شوم اما به رغم رتبه ی سه رقمی ام فقط سی نفر از افراد انتخاب شده برای مصاحبه کم بودم و رشته ی دیگری که قبول شده بودم برایم مهم نبودند . کنکور آزاد را کاملا از روی تفریح مهندسی عمران مراغه را زده بودم. و قبول هم شدم ! یکی از دوستهای پدرم رییس دانشگاه آنجا بود و من هم به چیزی که می خواستم نرسیده بودم. پس ترجیخ دادم حداقل مهنس شوم تا آرزوهای پدر و مادرم برآورده شوم. رشته ی بدی هم نیست. حالا هم که انتقالی گرفته ام  هم به کارهایی که دوست دارم می رسم هم مهندسی می خوانم. گرچه گاهی آنقدر خسته می شوم که از هرچه راه و جاده است بالا می آورم اما اگر کمی هم تحمل کنم از خیلی ها جلوتر خواهم بود. وقتی در کشوری زندگی می کنم که هنر و نوشتن بی ارزش ترین چیز محسوب می شود و اصلا کار به حساب نمی آید و هیچ امنیت شغلی ای ندارد یک مدرک مهندسی عمران خیلی به دردم می خورد. این را خوب می دانم. این روزها آنقدر خسته ام که چند ترم باقیمانده را محکم و خوب  بخوانم تا زود تمام بشود برود. هیچ وقت برای مدرسه دلم تنگ نمی شود اما برای سالهایی که توی آن ها مدرسه هم می رفتم زیاد دلتنگی می کنم. من هنوز حسرت بچگی های نکرده ام را دارم. هنوز می نشینم وبرنامه ی کودک می بینم. راستی "شهر قسنگ" را می بینید؟ خیلی باحال است !

,

درباره وبلاگ
 
این وبلاگ حاصل کار گروهی چند دانشجوی ایرانی در خارج از کشور هست .
ما اینجا همه چیز داریم از خاطرات روزانه تا اخبار سیاسی و گزارشهای فرهنگی هدفی نداریم جز اینکه شما هم بدانید ! دانستن تنها هدف ماست .
 

 
لیست دوستان

خبرنامه امیر کبیر
تحكيم نيوز
ادوار نيوز
بنياد باران
محسن كديور
سيد محمد خاتمي
مهدی محسنی
امير فرشاد ابراهیمی
خبرنامه رويداد
راحله کشتگر
فدراسيون دانشجويان
مریم ناهیدی
روزبه مير ابراهيمي
معصومه ابتكار
مريم شباني
هانيه بختيار
زنده نام امير آسماني
ژیلا بنی یعقوب
نسرین بصیری
آیدا سعادت
محبوبه حسین زاده
میرا
عطیه وحید منش
قالب وبلاگ
 

 
بخش ویژه

 
 
Copyrights This Blog  © 2008 | Designed By : ParsTheme.com