سلام
بالاخره بعد از چندین هفته فشار تونستم یه مطلب بنویسم که امیدوارم باهاش حال کنین البته همیشه سعی داشته ام تا واقعیات را برای شما بگم و از اونجایی که حقیقت همیشه تلخه اونو با طنز مخلوط کرده و در یخچال میگذاریم و سپس میل میفرمایی ( باز رادیو داره برنامه آشپزی میذاره !!! )
به هر حال همونطور که قولیده بودم ! ( قول داده بودم ) میخوام این وبلاگ رو فرا موضوعی کنم ! یعنی تنها به نت ورگ و اینترنت گیر ندم بلکه به چیزای دیگه هم بگیریم !!! حالا مثلا توی این مملکت به آدمهای گیر یکی اضافه بشه چی میشه ؟...(فعلا انرژی هسته ای داریم ... غلط میکنه کسی گیر بده !!! )
بعله همونطور که میفرمودم میخواستم در مورد موارد دیگه مطلب بنویسم و گیر افتادم توی این موضوع کمربند ایمنی !!!
البته واضح و مبرهن است که کمربند در زندگی انسان امروزی نقش بالا و والایی داره مثلا اگه نباشه هیچ شلواری به پا بند نمیشه ( حالا چرا اسمش شلوار بند نشده نمیدونم چرا ) یا مثلا اگه کمربند نبود آدمها خط استوا را به چی تشبیه میکردند ؟ ( همونطور که میدونید استوا کمربندی است فرضی که مانع شده قطب جنوب بیفته پایین !!! ) و یا کمر بند در هواپیما میدونید چه نقش حیاتی رو بازی میکنه ؟
اگه کمر بند هواپیما نبود .... مسافری که احساس میکرد ممکنه هواپیما قرار باشه به کوه بخوره زودی خودشو از هواپیما بیرون میانداخت و زخمی میشد ولی بخاطر وجود کمربند فرصت اینو نداره که فرار کنه و حتما باید به کوه بخوره !!!
یا مثلا نقش کمربند در تعلیم و تربیت !!! .... خودتون قضاوت کنید اگه بابا جون با کمر بند تورو نمیزد الان به اینجا نمیرسیدی و برای خودت خری نمیشدی !!! این همه ادب و تربیت من و شما از ثمره وجود همین کمربندهاست !!! البته منافقین و دشمنان این مملکت برای اینکه این نقش را کمرنگ کنند ( شبیخون فرهنگی !! ) از کمر بند برای تربیت انواع الاغ استفاده میکنند تا نقش کمربند از یاد جوانان پاک شود ! البته باید اینجا بگم که چقدر به پدرهامون حسادت میکنم چون زمان اونا که کمربند اختراع نشده بود برای همین پدرانشان اونها رو با شال میزدند که البته دردی نداشته و برای همینه به جایی نرسیدند !!! البته عده ای هم بجای شال از چوب و سنگ استفاده میکردند که الان برای خودشون خیلی خرند ! ( برای خودشون ... چون برای ما گاوی بیش نیستند ! )
حالا بعد از گذشتن از تاریخچه کمربند به موضوع روز میرسیم یعنی کمربند ایمنی
تقریبا یکساله که طرح استفاده اجباری از کمربند ایمنی در ایران اجرا میشه که حالا من با این همه ادعا میخوام اونو تفسیرکنم
البته شما خواننده عزیز با تمام آی کیویی که داری اینو میدونید که چقدر کمربند ایمنی در خودروها مفید است ( خب وقتی میدونید من چرا توضیح بدم ؟ ! .... فرض میکنیم که نمیدونید ) و تمام کشورهای اروپایی که از نظر تمدن تقریبا یه چند روزی از ما جلوتر هستند از اون استفاده میکنند ( مانند کشور افغانستان ! ) اما ما بعد از این همه مدت از اختراع اتومبیل تازه یاد کمربندش افتادیم ! ... اما چرا ؟
در نگاه اول شما عزیزان جواب خواهید داد بدلیل آمار بالای تصادفات جاده ای و کوچه ای و از دست دادن جان هزاران هموطن که در حال صحبت با موبایل و یا در حال مستی و تازگیها هم درحال استفاده از اکس به درک واصل میشوند !!!
والبته شاید خیلی از شما به من دشنام بیافشانید که : مردیکه خر ! ... حالا که یکنفر پیدا شده داره غصه ملت رو میخوره تو اومدی و جفنگ تحویلات میدی؟!
البته شاید این گروه از دوستان راست میگن ( به غیر از فحش ها ! ) ... ولی حتی همون کشورهای پیشرفته در شهرشون از کمربند استفاده نمیکنند... کمر بند علاوه بر شلوار در جاده ها و بزرگراهها استفاده میشه ! ... با این وضعیت ترافیک مگه یه ماشین توی شهر چند تا میتونه بگازه؟!... اگر هم برای جان هموطنان است پس مسافران اتوبوسها که مثل میخ طویله در وسط اتوبوس آویزونند آیا هموطن نیستند و یا جان ندارند؟! ( نتیجه اخلاقی : نه داداش هنوز کسی پیدا نشده غم ملت رو بخوره ... خواب دیدی خیره ! )
گروه زیادی از شما عزیزان هم که مطمئنا جواب میدید : مملکت پول لازم داره و مشکل ریالی داره ... این همه سرباز باید از یه جایی کاسب بشن !!! .... سلاح صلح آمیز هسته ای بودجه میخواد! و چه بهتر که خود ملت بیان و این بودجه رو تامین کنند تا مزاحم آقایان و آقازاده های عزیز نشویم و مقدار اندکی از پول نفتمونو از اونا نگیریم !!! ( اوه اوه ... داره سیاسی میشه .... وعده ما در اوین ! )
مرحوم ایرج میرزا فرموده که : چه ربطی داره گوز به شقیقه ! .... منظورم اینه که مثلا دو تا اداره که یکی مسئول خالی کردن چاه توالت و دیگری مسئول تخلیه چاه نفت باشه به همدیگه چه ربطی دارند؟... هر کسی خودش باید تلاش کنه و نون در بیاره حالا یا از چاه توالت !!! یا از چاه نفت ( البته دوستانی که از توالت نون در میارند لطفا قبل از مصرف اونو حتما بجوشانند تا ضد عفونی بشه !!! )... نتیجه اخلاقی : هر کسی کار خودش بار خودش آتیش به انبار خودش !!!
دیگه نمیخواد جواب بدین خودم میگم که چرا کمربند اجباری شد !
از اونجاییکه در شهرهای بزرگ مانند تهران در صندلی جلوی تاکسیها و ماشینهای همه چی کش ! دو نفر سوار میشوند و البته خانمها و آقایان نامحرم در کنار هم مانند خواهر و برادر مینشینند ! و گاهی کارهای ناشایستی انجام میدهند! و البته گوش هیچکس هم بدهکار نیست که این کارها عیبه و گناه داره و هر کس در صندلی جلو لواط کنه مانند کسی است که در صندلی عقب زنا میکنه !... ناهیان از منکر بر آن شدند تا با این فساد روز افزون به شیوه ای برخورد کنند که این ملت خدانشناس ! ... فکر کنند که بابا دمشون گرم دارن کلی فرهنگ و تمدن توی این مملکت به زور جا میکنند !!! و البته برای اینکه از این تمدن عقب نمونند آنرا اجرا کرده ( حتی به زور جریمه ! ) و کارهاشونو برای داخل اتوبوس یا جاهای دیگه میگذارند که انجام بدهند
( نتیجه اخلاقی : اما خدا وکیلی خیلی ضایع است که ننه آدم توسط کسی غیر از باباش تحت فشار قرار بگیره !!... و خیلی ضایع تره که آبجی خودشو در حال جابجا شدن روی زانوی همسایه ببینه !)
حالا که دارن به زور بهت حال میدهند بد نیست تو هم اونو اجرا کنی !!! و البته اون عزیزانی رو که شغل شریف مالش نوامیس دیگران را دارند هم درک میکنم!!! که چه ضد حالی نوش فرموده اند... حالا اگه دقت کنی میبینی که اکثر صندلیهای جلو خالی شده و بجاش صندلی عقب پنج نفر سوار شده اند !!!
در پایان بگم که تمام این مقاله جفنگ بود و اگه به کسی برخورده تقصیر خودش بوده که توی یکی از شغلهای شریفی است که در این مطلب نام برده ام
تا بعد