
وقتي ميلت بدستم رسيد نفسم در سينه حبس شد تا كنون چند بار آنرا مرور كرده ام و
علي رغم تاسف شديدم از آنچكه بر تو و بر نسل ما ميگذرد نتوانستم از تحسينم در خصوص آزادگي و آزاد منشي تو و همسرت خودداري كنم اجازه ميخوام تا قسمتي از آن را در اينجا نقل كنم براي من نوشتي:
از نظر نوشتن گفته ای میدونی توی ایران وقتی نمی شه حرف دلت رو نوشت برای چی بنویسی . شاید درست نباشه اما 98 درصد مردم ایران دو رو و دورنگ هستند. توی محافل عمومی فحش میدن اما وقتی رئیس جمهورشون میره شهرشون بلا تشبیه گویا امام زمان اومده میان ماشینشو لیس میزنند. به هیچ کس نمی شه اعتماد کرد. می بینی فحش میده حرفی میزنی یه دفعه سر از اداره اطلاعات در میاری . این مردم ایران هر بلایی سرشون بیاد حقشون است. می بینی که چهار تا معلم بدبخت برای حقشون اعتراض می کنند چه برسرشون میارن. چهار تا کارگر همینطور . توی اداره هم جرات باز کردن اینترنت رو نداری وای همه چیز کنترل میشه . در حد چهارتا روزنامه خود شون باید باز بشه. خلاصه من دیدیم همش باید چاخان بنویسم و دروغ ترجیح دادم چیزی ننویسم. ننوشتن بهتر است از دروغ نوشتن. خلاصه خفقان کامل مملکت رو گرفته. وقتی نگاه می کنی همه رشوه گیر شدند. ...... خلاصه غربت رو می شه تحمل کرد اما این جنایتها و این بدبختیها رو نه. نه تن مبارزه داریم نه دل ماندن بهتر است از این مملکت خراب شده فرار کنیم.
حالا من براي تو و بسياري ديگر مينويسم كه اگر هموطن ما تن به ناهنجارها ميسپارند از آنها خرده نگير امروز مبارزه براي آزادي و آزادگي در قبال حكومتي كه قدرت او ناشي از ملت است اما يكسره راهي جدا سرانه از خواست ملي در پيش گرفته است ، تبديل به مبارزه اي تمام عيار براي زنده ماندن شده است . امروز تكليف مردم با قدرت مشخص است چرا كه قدرت حكومتي هميشه سر نيزه اي بوده است كه مردم آنرا تيز كرده ، آب داده اند و به دست افرادي سپرده اند كه در نخستين فرصت برگشته و آنرا در قلب مردم فرو كرده اند. اختلافات نژادي، طبقاتي، اخلاق قلابي و حقنه اي،عدم تعادل اقتصادي، استعمار و استثمار و استحمار، سيري براي اقليتي تا حد تركيدن و گرسنگي تا حد سگ كش شدن براي اكثريتي از يك سو واقعيت هاي جامعه ايراني ماست اما اراده عمومي بسياري از ما ايرانيان و از جمله تو بر عدم تمكين استوار گشته است اين اراده امروز در ميان ما و نسل سومي و چهارمي ها آنچنان قوي گشته است كه علي رغم خرج ميليون ها و ميليون ها ازاموال ملي دست مسلح هيچ ديار البشري بدان كارساز نيست و اين اميدواري را در ما شعله ورتر ميكند كه روح شهامت در تار و پود ما در حال قوام يافتن است.شك نداشته باش كه ديوار هاي جهل بزودي در هم فرو خواهد ريخت و آفتاب زيباي آزادي و آزادگي زيباترين لبخند هايش را بر تو ارزاني خواهد و در آن روز ميتوانيم به همراه هزاره ها، دادخواست خود را در محضر دادگاهي بزرگ و منزه از هر گونه آلودگی مطرح کنیم ُ به امید آنروز .
قربانت راحله