تبليغاتX
خوش آمدید

fardahaa

سامان دادمان

fardahaa

http://fardahaa.blogfa.com

خوش آمدید

خوش آمدید - رئیس جمهوری که جنسیتی فکر می کند ! / سارا موسوی خوئینی ها

خوش آمدید

این وبلاگ حاصل کار گروهی چند دانشجوی ایرانی در خارج از کشور هست .
ما اینجا همه چیز داریم از خاطرات روزانه تا اخبار سیاسی و گزارشهای فرهنگی هدفی نداریم جز اینکه شما هم بدانید ! دانستن تنها هدف ماست . بسیار خوشحال می شویم که شما نیز همراه ما شوید و در کنار ما بنویسید

خوش آمدید

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog

خوش آمدید 
خانه آرشیو لینکستان پست الکترونیک تماس با ما
ذخیره سازی علاقه مندی خانگی کن تبادل لینک RSS 2.0
نام کاربری:   کلمه عبور: 

بسیار خوشحال می شویم که شما نیز همراه ما شوید و در کنار ما بنویسید
موضوعات
   
 
 
افراد آنلاین
 
جدیدترین مطالب
   
آرشیو مطالب
   
  رئیس جمهوری که جنسیتی فکر می کند ! / سارا موسوی خوئینی ها
نوشته شده توسط :
ارسال شده در: سه شنبه بیست و سوم آبان 1385

و باز هم نگاه مرد سالارانه !

چندی پیش احمدی نژاد در دانشگاه امام صادق بدون آنکه نامی بطور مستقیم از فاطمه رجبی بیاورد وی راستود و مردانگی وی را تائید کرد ! حالا به چند و چون و کیفیت این مردانگی کاری ندارم اما بسیار انتظار کشیدم تا شاید ذره ای زنانگی در فاطمه رجبی پیدا بشود و جواب این زشت ترین دفاع از وی را بدهد که البته خبری نشد چرا که به زعم من این سخن ورای آنکه سطح دید حقیر احمدی نژاد را نشان می دهد که فقط این مردان هستند که مردانه مردانگی می کنند و کارهای مهم و سخت را انجام می دهند حکایت از دید طبقاتی و جنسیتی هم در بطن جمهوری اسلامی دارد . به هر روی در يك سال گذشته نام فاطمه رجبي به واسطه انتصاب همسر او غلامحسين الهام به سخنگويي دولت محمود احمدي‌نژاد بيش از پيش به گوش مي‌خورد اما رجبي براي خوانندگان نشريات تندرو در دهه گذشته نام ناآشنايي نيست. فاطمه رجبي فرزند علي دواني محقق و نويسنده آثار ديني و تاريخي است که داستانهای او را برای نوجوانان و کودکان شاید بسیاری از ماها در دوران نوجوانی خوانده باشیم . فاطمه ً جز نسبت خانوادگي با پدر و نيز برادرانش نسبتي ديگر ندارد وافکار و عقایدش با تمام خانواده در تضاد است ، حتي يكي از برادرانش با انتشار نامه‌اي سرگشاده از ديدگاه‌هاي خواهرش درباره هاشمي، خاتمي و كروبي از طرف خود و پدرش اعلام برائت كرد. پیشتر از این  ديدگاههاي فاطمه رجبي بيشتر در نشرياتي مانند «صبح» به مديريت مهدي نصيري و نيز «يالثارات» به مسئوليت انصار حزب‌الله چاپ شده است. نشرياتي كه نسبت به مطبوعات محوري راستگرايان در ايران نيز تندتر به حساب مي‌آيند. شايد به همين دليل است كه مقالات رجبي تقريباً هيچ‌كدام از رجال سياسي ايران (به جز محمود احمدي‌نژاد و غلامحسين الهام) را بي‌نصيب نمي‌گذارد. به جز چند مقاله اخير رجبي از او چند كتاب درباره مفاهيمي مانند فمينيسم و ليبراليسم از سوي انتشارات كتاب صبح چاپ شده است. آخرين كتاب او «احمدي‌نژاد معجزه هزاره سوم» نام دارد كه در بيش از سيصد صفحه كليه رجال سياسي ايران را به باد نقد و اتهام كشيده است.
فاطمه رجبي، كه ظاهراً از نزديكترين همفكران رئيس‌جمهور است، در آغاز كتاب مي‌نويسد: «دموكراسي به لحاظ مبنا، انگيزه و هدف بشرانگارانه با اديان الهي به ويژه اسلام ناسازگاري دارد.» (ص 15) در حالي كه رهبري جمهوري اسلامي واژه مردم‌سالاري ديني را معرف نظام سياسي ايران معرفي كرده‌اند. رجبي مي‌نويسد: «واژگان دموكراسي اسلامي، مردم‌سالاري ديني، اصلاح‌طلبي ديني و... تنها در عرصه سياست صرف كارآمدي دارد. كارنامه 16 سال گذشته ايران اسلامي مويد ادعاي فوق است. نمي‌توان از اين قالب غربي، انتظار محتوايي اسلامي داشت و نبايد و نمي‌توان نواقص، چالش‌ها و پيامدهاي دين‌ستيز اين ظرف را در همين قالب و محتوا پيگيري كرد و به نتيجه رسيد.» (ص16)


در واقع فاطمه رجبي نماينده‌اي از طرز فكري است كه سنت‌گرايي را به بنيادگرايي تبديل كرده و عمده بلكه همه مظاهر تجدد را در ستيز با تدين مي‌بيند. سخنان رجبي بارها از سوي افرادي مانند محمدتقي مصباح‌يزدي تئوريزه شده است.


فاطمه رجبي تبارشناسي جريان احمدي‌نژاد را به انتخابات مجلس ششم بازمي‌گرداند. آنجا كه مي‌نويسد: «يكي از علل عدم اعتماد ملت به سلامت انتخابات مجلس ششم حضور چهره‌هاي سرشناس و موجه در فهرست جناح مقابل اصلاح‌طلبان بود. به عنوان مثال برخي از نامزدهاي اين فهرست در تهران عبارت بودند از دكتر احمدي‌نژاد، دكتر توكلي، دكتر الهام، مهندس جهرمي، دكتر محسن رضايي، دكتر دانش‌جعفري و... اين اسامي در برابر منتخبيني كه اكثراً ناشناخته بوده و به لحاظ اعتقادي و سياسي مورد قبول مردم نبودند، حيرت ملي را به وجود آورد.» (ص32)
تركيبي كه فاطمه رجبي به آن اشاره مي‌كند همان شكست‌خوردگان انتخابات مجلس ششم هستند كه هم‌اكنون تركيب دولت نهم را تشكيل مي‌دهند.
فاطمه رجبي از منتقدان جدي هاشمي‌رفسنجاني است. از نظر او: «ثمره دوران حاكميت هاشمي دگرگوني ارزش‌ها، خدشه در اصول، ترويج ليبراليسم و به‌كارگيري مديراني غيرانقلابي بود... مهم‌ترين چرخش هاشمي‌رفسنجاني در اصول، رويكرد به خردگرايي و جايگزيني آن به جاي دين‌مداري بود.» (ص47)
با وجود اين رجبي منتقد افرادي مانند احمد توكلي نيز هست: «چرخش ديدگاه اقتصادي وي اطمينان به ثبات نظر او را در عرصه‌هاي مختلف براي آگاهان خدشه‌دار ساخته بود.» (ص52) در جايي ديگر رجبي برنامه انتخاباتي توكلي را اين‌گونه معرفي مي‌كند: «نبود پيام اسلام‌خواهي و فقدان راهكار جدي و بنيادين عدالت‌طلبي در برنامه‌ها و شعارهاي توكلي براي مردم اميدواري عملي را به همراه نداشت.» (ص61) فاطمه رجبي در نقد سران جناح راست به ناطق‌نوري نيز مي‌پردازد: «براي ملت، هاشمي و ناطق‌نوري از حيث ديدگاه، برنامه و راهكار دو روي يك سكه بودند.» (ص58) فاطمه رجبي در نقد اصلاح‌طلبان تا جايي پيش رفته است كه درباره ترور سعيد حجاريان (تروري كه همه جناح‌هاي سياسي آن را محكوم كردند) چنين اظهارنظر مي‌كند: «بيدادي كه حجاريان رئيس شوراي شهر تهران و عضو مركزيت حزب مشاركت عليه دين و فرهنگ ملت برپا كرد به ترور او منجر شد.» (ص69)
رجبي در كتاب خود شيوه قدرت گرفتن همان حلقه شكست‌خورده در انتخابات مجلس ششم را اين‌گونه گزارش مي‌كند كه: «از آنجا كه احمدي‌نژاد منتخب شوراي شهري بود كه با نام آبادگران به صحنه آمده بودند او پايه و مايه آبرو و اعتلاي سياسي و ديني اين گروه شد... گروه‌هاي پشت صحنه آن بيش و پيش از هر مسئله با محوريت احمدي‌نژاد بود.» (ص74) رجبي در ادامه با انتقاد از بي‌توجهي ديگر اصولگرايان به نقش احمدي‌نژاد در تشكيل مجلس هفتم مي‌نويسد: «اما آيا در عمل اين مجلس طريق اصولگرايي را پيمود؟ يا اينكه حركت مجلس با انتظار و اميد ملت همخوان و همسو بود؟ اينها پرسش‌هايي است كه در آراي ملت به مجلس هفتم پاسخ داده خواهد شد.» (ص74)
بر همين اساس است كه فاطمه رجبي به انتقاد از افرادي مانند احمد توكلي مي‌پردازد كه تا پايان مرحله اول انتخابات رياست جمهوري با نامزدي محمود احمدي‌نژاد مخالف بودند. او عملكرد احمد توكلي را به ياد مي‌آورد و مي‌پرسد: «آيا توكلي كه سابقه چرخش‌هاي كلان نگرشي داشت و رفتارها و شعارهايش در انتخابات گذشته با آنچه پس از انتخابات از او مشاهده مي‌شد در تعارض بود مي‌توانست گزينه نهايي مردم باشد؟» (ص82)
فاطمه رجبي در ميان نامزدهاي انتخابات رياست‌جمهوري سال گذشته بيش از همه منتقد محمدباقر قاليباف است: «قاليباف با استعفاي كامل از سپاه پاسداران قاطعانه خود را مهياي گرفتن پست رياست‌جمهوري كرد. اين كار گرچه اجراي قانون بود ولي از ديد افكار عمومي و از منظر شاخص‌هاي ارزشي مردم نامطلوب تلقي گرديد.» (ص84) با اين وجود به نظر رجبي تاييد صلاحيت قاليباف در شوراي نگهبان قابل انتقاد است چرا كه او «رجل سياسي» نبود و «رجل نظامي» به حساب مي‌آمد: «با اينكه قاليباف نهايتاً در شوراي نگهبان تاييد صلاحيت شد اما اين پرسش سرنوشت‌ساز همچنان باقي ماند كه آيا مصلحت‌سنجي‌هاي مقطعي معضل‌ساز آينده نخواهد بود؟» (ص85) بدين‌ترتيب روشن مي‌شود فاطمه رجبي قاليباف را معضل آينده مي‌داند.
در ادامه اين تاريخ‌نگاري، رجبي به انتقاد از تاييد صلاحيت مصطفي معين به دستور مقام رهبري مي‌پردازد: «اما با اعلام اسامي نامزدهاي تاييد صلاحيت شده [در انتخابات رياست‌جمهوري سال 84] كه نام معين در ميان آنان نبود يك حركت عجيب و بي‌سابقه رخ داد. حدادعادل رئيس مجلس شوراي اسلامي با نگاشتن نامه‌اي به محضر مقام معظم رهبري تاييد صلاحيت برخي از رد صلاحيت‌شدگان را درخواست نمود!» (ص 86) فاطمه رجبي كه در نامه اخير خود از غلامعلي حدادعادل نيز انتقاد كرده است به نقد علي لاريجاني نيز مي‌پردازد: «وي در فيلم تبليغاتي خود گام تندتر برداشت و از شيرين عبادي به‌عنوان برنده جايزه نوبل نام برد و او را ستود. اين حركت كه از نظر سياسي و فرهنگي پيامدي منفي در پي داشت برخلاف انتظار او ضربه بزرگي به او وارد كرد.» (ص112)
رجبي در تحليل راي لاريجاني مي‌نويسد: «يك و نيم ميليون راي لاريجاني در جاي خود پيام‌هايي داشت: ناخرسندي شديد و مبنايي مردم نسبت به عملكرد 10ساله وي بر رسانه ملي. اين امر كه در سال‌هاي گذشته به روشني از سوي گروه‌هاي مردمي ابراز مي‌شد تفاوت يا تعارض نگاه لاريجاني با مردم را در فرهنگ‌سازي تبيين مي‌كرد.» (ص126)
رجبي حمايت توكلي از قاليباف در مرحله اول انتخابات را به نقد مي‌كشد و مي‌نويسد: «افكار عمومي به روشني شاهد آن بود كه افرادي چون دكتر توكلي با شعارهاي تند عدالت‌خواهي و انتقاد و اعتراض و حمله به حيف و ميل و سوءاستفاده از بيت‌المال توسط كارگزاران سازندگي نامزدي چون قاليباف را برگزيده‌اند. اين گزينش بار محتوايي داشت. پرسش بنيادين و تاثيرگذار مردم اين بود كه چگونه ايثارگران و آبادگران و اشخاصي مانند دكتر توكلي در مورد محتوا، شيوه و هزينه سرسام‌آور تبليغاتي نه تنها به قاليباف اعتراض ندارند بلكه او را مورد حمايت همه‌جانبه خود قرار داده‌اند؟» (ص 122)
فاطمه رجبي تحليل آراي قاليباف را بهانه توهين به احزاب و مجلس اصولگرا قرار مي‌دهد و مي‌نويسد: «حزب‌هايي كه در چرخش سريع و صريح قاليباف را رئيس‌جمهور قطعي و حتمي مي‌دانستند (منظور جمعيت ايثارگران و آبادگران است) فاقد پايگاه قابل توجه اجتماعي هستند... چهره‌هاي شاخص حامي قاليباف كه در كسوت نمايندگي مجلس تمام توان خود را در حمايت از وي به كار بردند (منظور افرادي مانند توكلي و افروغ است) داراي كمترين نقطه اشتراك و ارتباط فكري و سياسي با ملت مي‌باشند.» (ص 125)


فاطمه رجبي حتي به روزنامه‌هايي مانند رسالت و كيهان هم رحم نمي‌كند: «روزنامه رسالت از اردوگاه اصولگرايان يا جناح موسوم به راست در ارديبهشت‌ماه تخريب احمدي‌نژاد را آشكارا... آغاز كرد.» (ص 183)
«روزنامه كيهان به‌رغم آن كه غيرجناحي بودن خود را به اثبات رسانيده بود در نهمين انتخابات رياست‌جمهوري با دكتر احمدي‌نژاد برخوردي مسئله‌ساز داشت... نوشته‌ها و سرمقاله‌هاي شبهه‌ناك روزنامه كيهان را هم در مسير مخالف احمدي‌نژاد قرار داد... خود شريعتمداري هم نمي‌دانست قاليباف بيشترين بخت را دارد يا احمدي‌نژاد.» (ص 186) 

فاطمه رجبي يك شخص نيست. او نه تنها همسر سخنگوي دولت بلكه يكي از نزديك‌ترين همفكران رئيس‌جمهور است. رئيس‌جمهوري كه معتقد است بدون حمايت هيچ‌يك از احزاب سياسي به قدرت رسيده است و اكنون يكي از همفكران او حتي اصولگرايان را با انتخابات مجلس هشتم تهديد مي‌كند. جناحي در راه است كه هم به حذف راست و هم به حذف چپ مي‌انديشد، هم خاتمي و هم ناطق‌نوري و حتي احمد توكلي و علي‌ لاريجاني را رد مي‌كند. بدون ترديد در جمهوري اسلامي ايران و در سايه دولتي كه محوري‌ترين شعارش را «مهرورزي به بندگان خدا» ناميده، اگر كسي مي‌خواست طوق اتهام و ناسزاگويي را بر گردن خود آويزد و با چنگ زدن به چهره رؤساي جمهور پيشين، كوتولگي سياسي خود و الهام كنندگانش را با عباراتي سخيف و مشمئزكننده به اثبات برساند، هيچ كس به پاي فاطمه رجبي همسر رئيس دفتر رياست جمهوري نمي‌رسيد. عجيب آنجاست كه در مقدمه مجموعه «احمدي‌نژاد معجزه هزاره سوم»، همسر آقاي الهام ناخودآگاه به اين واقعيت اعتراف كرده كه هيچ كس از عوامل تهيه كتاب مذكور حاضر نشده‌اند نام آنها در اين اثر بديع برده شود! از اين جهت دست‌كم بايد همسر سخنگوي دولت به وجدان بيدار و آگاه اين افراد غبطه بخورد كه حاضر نشدند شرافت انساني خود را به مسلخ‌گاه تازه به دوران رسيده‌هايي ببرند كه زبح وجدان انساني براي آن‌ها در سايه دولت مهرورزي ظاهراً امري متعارف و اخلاق‌گونه تلقي مي‌شود!

شايد اين قسمت از نوشته، الهام كنندگان «معجزه هزاره سوم» را بر آن دارد كه در چاپ‌هاي بعدي با خلق اسامي جعلي، اين عيب بزرگ را ماله‌كشي كنند اما مهم نيست.
در يك نگاه سطحي به مندرجات «معجزه هزاره سوم» آنچه كه بيش از همه چيز جلوه‌گري مي‌كند ناظر بر اين است كه هست و نيست نظام جمهوري اسلامي ايران زير سؤال رفته تا شخص آقاي احمدي‌نژاد مطرح شود. واقعاً اگر غير از اين است دليل ناسزاگويي و ايراد اتهام به دولتمردان گذشته كشور و كليه رقباي انتخاباتي احمدي‌نژاد از‌هاشمي، كروبي و معين گرفته تا قاليباف، محسن رضايي و لاريجاني چيست؟! در اين مجموعه به جز شوراي نگهبان تمام دستگاه‌هاي مختلف كشور اعم از صدا و سيما و مجلس هفتم تا نهادهاي عالي حكومتي و زعماي جامعه مدرسين و جامعه روحانيت به دليل آنچه كه تلويحاً در اين كتاب آمده، يعني «بي‌توجهي به احمدي‌نژاد» با ادبياتي ناموزون و تحريف شده زير علامت سؤال قرار گرفته‌اند!

البته وصف حال فردي كه هنوز تاريخ تجديدنظر در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران را به بركت داشتن همسري حقوق‌دان كه سال‌ها سخنگو و عضو شوراي نگهبان بوده، نمي‌داند و براي دوخت و دوز مطالب خود مجبور شده، سال 1368 را تحريف تاريخي نمايد و حتي با جعل چند ميليون آراي سيدمحمد خاتمي رئيس جمهور محبوب سابق كشور، رأي قاطع ملت به وي را «آراي اموات» خطاب كند و در سوي ديگر نيز با جعل بيش از يك ميليون آراي‌هاشمي رفسنجاني در مرحله نخست انتخابات نهم رياست جمهوري، عمق كينه خود را حتي در مواجهه با واقعيتها نتواند كتمان كند، جايي ديگر براي سخن باقي نمي‌ماند و بهترين پاسخ را شايد بتوان در كلام عرب جستجو كرد. آنجا كه مي‌گويد:«الباطلٌ يَموتِ بموتِ ذكر».

با اين حال اين مسئله مانع از آن نخواهد بود كه به اين واقعيت اشاره نشود كه امروز در سايه سكوت نهادهاي قانوني و شايد در سايه مهرورزي دولت، بي پروايي همسر سخنگوي دولت به جايي رسيده كه اخيرا با زشت‌ترين كلمات، مقامات عالي نظام را مورد هتك حرمت قرار مي‌دهد و حتي در جديدترين افاضات خود، خواستار خلع لباس خاتمي شده است! متاسفانه ابراز اين مطالب در حالي صورت مي‌گيرد كه مقام معظم رهبري در ديدار اخير خود با نمايندگان مجلس خبرگان رهبري، صريحا در خصوص تخريب شخصيتهاي نظام موضع گرفتند. اما گويا اين جماعت خود را از شمول اين سخنان به كلي خارج فرض نموده‌اند كه استمرار آن را با شدتي به مراتب بيشتر در دستور كار قرار داده‌اند.

با پوزش فراوان از كليه كساني كه ناجوانمردانه در مجموعه معجزه هزاره سوم مورد هتك‌حرمت واقع شده‌اند، ناچاريم خلاصه‌اي مستند از اين كتاب را كه با روح صريح قانون اساسي، اخلاق و شريعت محمدي(ص) ناسازگار است، بازخواني نماييم تا «سيه رو شود هركه در او غش باشد.»

1ـ در يك واقعيت عيني پديده احمدي‌نژاد هزاره سوم را غافلگير كرد! (ص 9)
2ـ انتخابات نهم منجر به انقراض سلطنت در قوه اجراييه شد! (ص 12)
3ـ انتخاب و راهيابي چهره‌هاي ناصالح به مجلس خبرگان قانون اساسي اولين ظهور و معايب دمكراسي بود! (ص18)
3ـ تضعيف و حذف تدريجي مباني فكري و شيوه عالي حضرت امام نتيجه 16 سال عملكرد خاتمي و‌ هاشمي! (ص19)
4ـ مجلس سوم در كارنامه خود مصوباتي چون ايجاد مدارس غيرانتفاعي، مناطق آزاد، وام خارجي و ... را ثبت كرد؟!(ص30)
5ـ در مجلس پنجم (كه رياست آن با ناطق نوري بود) براي نخستين بار موج ارزش ستيزي و دين‌زدايي به راه افتاد و در زمان حيات آن، خاتمي با هزينه بالاي اقتصادي و سياسي كارگزاران رئيس جمهور شد! (ص31)

6ـ موضع‌گيري‌هاي دين‌ستيز فائزه‌هاشمي بارها موجب راهپيمايي مردم شد (ص31)
7ـ يكي از علل عدم اعتماد مردم به سلامت انتخابات مجلس ششم حضور چهره‌هاي سرشناس چون دكتر احمدي‌نژاد و دكتر الهام و مهندس جهرمي و .. در فهرست جناح مقابل اصلاح‌طلبان بود! (ص 32)

8ـ مردم براي انتخاب نخستين رئيس جمهور كشور ناباورانه با ده‌ها نامزد طالب قدرت رويارو شدند كه از حيث تفكر و گرايشات سياسي و انتخاب شيوه‌هاي غربي تفاوتي با هم نداشتند. اين افراد عبارت بودند از حسن حبيبي، بني‌صدر، صادق طباطبايي و ... (ص 34
9ـ نامزدهاي رقيب شهيد رجايي، اعضاي شوراي مركزي حزب جمهوري اسلامي بودند. (اعضاي اين حزب شهيد بهشتي، آيت‌الله خامنه‌اي،‌هاشمي رفسنجاني، شهيد باهنر، ... بودند) (ص40)

10ـ در سومين دوره انتخابات رياست جمهوري، حزب جمهوري اسلامي و همسويان، حضرت آيت‌الله خامنه‌اي را نامزد كردند.(ص 42)

• انتخاب اصلح براي ملت پيش از برگزاري انتخابات سومين دوره رياست جمهوري مشخص شده بود و آيت‌الله مهدوي كني نامزد رقيب مقام معظم رهبري هنگام انداختن راي به صندوق در پاسخ به خبرنگار تلويزيون كه خواهان معرفي نامزد انتخاباتي ايشان شده بود گفت: معلوم است «آقاي خامنه‌اي‌» (ص43)

• در شرايط پنجمين انتخابات وضع كاملاً دگرگون شد. بازماندگان شهدا و اسرا و جانبازان و خسارت‌ديدگان، ويراني‌هاي برجامانده از جنگ كه باري مضاعف براي مسايل جاري كشور بود و ... ضرورت وجود رئيس جمهور آشنا به مسايل جنگ(!) را ايجاب مي‌كرد. با ورود‌هاشمي رفسنجاني به عرصه انتخابات، كاملاً محسوس بود كه منتخب مردم كسي جز او نمي‌تواند باشد. (ص 45)
•رقيب‌هاشمي در انتخابات پنجم دكتر شيباني بود. نحوه ورود وي در اين انتخابات مانند ديگر دوره‌هاي رياست جمهوري براي همگان روشن ساخت كه وي با هدف خاصي به ميدان مي‌آيد كه همان پيش‌گيري از انتخابات تك نامزدي است!(ص 46)
•در ششمين انتخابات همانگونه كه تصور مي‌شد‌هاشمي رفسنجاني در ميدان سياست باقي ماند. مهم‌ترين چرخش‌‌هاشمي رفسنجاني در اصول رويكرد به « خردرايي» و جايگزيني آن به جاي «دين مداري» بود. در ديپلماسي خارجي اصل نه شرقي و نه غربي به مصلحت‌گرايي تبديل شد. فرهگ انقلابي و بسيجي كه آموزه امام بود به اضمحلال رفت، تغيير فاحش ديپلماسي خارجي از اقتدار و عزت‌طلبي به عقب‌نشيني، تسليم و پذيرش مصلحت‌گرايانه و پي در پي، آقاي‌هاشمي و كارگزاران حكومتي تحت عنوان خردگرايي، گذشته تابناك انقلاب و انديشه امام را مورد تهاجم علمي و نظري قرار دادند. بي‌بند و باري و اباحه‌گري اخلاقي و سياسي در سياستگذاري‌هاي دولت بازتاب‌هاي بارز دوران سازندگي است.ص47

•در بررسي اجمالي ايران در دوران سازندگي ارزيابي يك پژوهشگر چنين است: جمهوري اسلامي ايران تحت مديريت رييس جمهور‌هاشمي رفسنجاني به تلاش براي جستجوي گزينه‌هاي راديكال در راهبردهاي توسعه اقتصادي پايان داده ...... سياستهاي جديد بر آن بود تا روش توده گرايي دهه 1980 را كنار گذاشته و همگرايي مستحكم تري را در سيستم اقتصاد سرمايه داري جهان پيدا كند. ص 48 و49

•بانك جهاني و صندوق بين‌المللي پول دراين دوران (سازندگي) مسير نفوذ آنها به نظام اسلامي را بازگشايي كرد. وام گرفتن و كمك خواستن از اين دو منبع مالي سلطه‌گر نتيجه ... سيطره گام به گام بر عرصه‌هاي مختلف .... را نويد مي‌داد. آيا بازسازي جنگ........ ارزش آن را داشت كه چنين بهايي ....... پرداخت شود؟ (ص 50)

• در دوره دوم‌هاشمي رفسنجاني با رقيباني چون احمد توكلي و ... به صحنه آمد. خاطره ملت از او (احمد توكلي) به ويژه كارگزاران در ديدگاه حمايت از سرمايه‌داري وي خلاصه مي‌شد. پس از وزارت او در گردانندگي روزنامه رسالت وابستگي يا همسويي فكري و سياسي خود را به جناحي خاص آشكار كرد. سپس با گرفتن بورسيه تحصيلي در دوران نخست رياست جمهوري‌هاشمي، براي ادامه تحصيل عازم انگلستان شد. (ص 51)

• احمد توكلي از نسل انقلاب، زندان كشيده بود. اما چرخش ديدگاه اقتصادي وي اطمينان به ثبات نظر او را در عرصه‌هاي مختلف، براي آگاهان خدشه‌دار ساخته بود.(ص 52)
• به طور كلي چهار سال دوم رياست جمهوري‌هاشمي رفسنجاني اجراي برنامه توسعه بود... مي‌توان دگرگوني فرهنگي را كه در پروژه عقلانيت يا خردگرايي ترويج و عمل مي‌شد، بزرگ‌ترين عامل فاجعه يا گسست تقريبي مردم از دولت برشمرد. (ص 54)

• انتخاب ششم، محمد خاتمي نامزد طيف غرب‌زدگان و روشنفكراني بود كه اساس تفكر اسلام ناب محمدي (ص) را به چالش كشيده بودند .(ص 56)
• به طور كلي عوامل مهم پيروزي خاتمي را مي‌توان در نكات ذيل ديد: عدم حضور يك وزنه سياسي معتبر و غيرجناحي در صحنه، عوام فريبي، تبليغاتي ساده زيستي و نشان دادن چهره دور از نخوت و تكبر از خاتمي و اميددهي به مردم نسبت به استمرار آن در حاكميت، ناآشنايي ملت نسبت به ديدگاه‌هاي سياسي و اقتصادي خاتمي و عدم شناخت مديريت وي در گذشته (ص 8-57)

• در انتخابات هشتم رياست جمهوري همه ده نامزد با صرف مبالغ هنگفتي ديوانه‌وار تبليغ مي‌كردند. (احمد توكلي، شمخاني، جاسبي، كاشاني، غفوري‌فرد، رضوي، صدر، فلاحيان و‌هاشمي طبا و خاتمي، ده نامزد انتخاباتي بودند) (ص 60)
• در اين دوره «نبود پيام اسلام‌خواهي و فقدان راهكار جدي و بنيادين عدالت طلبي در برنامه‌ها و شعارهاي توكلي براي مردم اميدواري عملي به همراه نداشت.(ص 61)

• مردم تجربه چهارسال اول رياست جمهوري خاتمي را با ثمرات زيانبار آن تحمل كردند. دين‌ستيزي، حاكميت تبارگرايي و خويشاوندسالاري، حيف و ميل بي حد و حصر بيت‌المال، افزايش بي‌رويه سفرهاي خارجي دولتمردان، حاكميت بلامنازع حزبي در ادارات و ... (ص 62)
• ترويج اين فريب كه دست‌هايي نمي‌گذارند كار انجام بشود، بدون آن كه هرگز به صاحبان آن دست‌ها حتي اشاره شود (از جمله دلايل پيروزي مجدد خاتمي بود) (ص 63)

• بت‌سازي از خاتمي به عنوان چهره‌اي انديشه‌گر و سياستمدار در سطح جهاني و اميدواري ملت به توانمندي‌هاي او در آينده‌اي موهوم مثل طرح بي‌محتواي گفت‌وگوي تمدن‌ها كه .... محملي براي توجيه سير ذلت و عقب‌نشيني از منافع و مصالح ملي در عرصه سياست خارجي گرديد. (ص 64)
• بسياري از صاحب‌نظران آزادانديش طرح گفت‌وگوي تمدن‌هاي خاتمي را تقليد و رونويسي از طرح گفت‌وگوي فرهنگ‌ها فرح ديبا را دانستند.

• آراي 22 ميليوني خاتمي، اعلام چهار ميليون افزايش نسبت به دوره قبل بود كه دستاويز بيشتر اصلاح‌طلبان بود! (ص 65)
• بنابر اين بايد پرسيد آراي 22 ميليوني خاتمي در دوره دوم چگونه به دست آمد؟... در آخرين هفته مانده به انتخابات، رئيس سازمان ثبت و احوال كشور در مصاحبه‌اي نسبت به وجود پنج ميليون شناسنامه اموات در دست مردم هشدار داد. (ص 66)

• محمدرضا خاتمي برادر رئيس جمهور پيش از انتخابات هشتم اعلام كرده بود، محمد خاتمي بايد با 22 ميليون رأي پيروز شود. (ص 66)
• حذف نام خالد استانبولي يكي از اقدامات ضدانقلابي و ارزش‌ستيز اين شورا بود. (در حالي كه ....) (ص 68)
• بيدادي كه حجاريان عليه دين و فرهنگ ملت برپا كرد به ترور او منجر شد. اين كار با تمام فضاسازي و تشنج‌آفريني و تخريب‌گري دولتيان كه در رأس آنها شخص رئيس جمهوري خاتمي قرار داشت، كمترين واكنش ........... را درپي نداشت. (ص 69)

• نبود ابزار نظارتي در انتخابات (دور دوم شوراها) پليدترين عناصر فكري و سياسي را در فهرست گروه‌هاي مذكور جاي داد از عنصري چون تاج‌زاده و ...، كرباسچي و ... سران نهضت آزادي. (ص 70)
• عملكرد دكتر احمدي‌نژاد در دو سال شهرداري تهران، وي را نهاد اصول‌گرايي محض معرفي نمود... به اين جهت بود كه احمدي‌نژاد اسطوره احياي فرهنگ انقلاب اسلامي پس از دو دهه حذف آن از حيطه دولت و روند دولتمردان بود.(ص 73)

• واقعيت آن است كه مردم بيشتر اسامي موجود در ليست مجلس هفتم را نمي‌شناختند و از ماهيت فكري و نگرش سياسي آنها اطلاع دقيقي نداشتند.... محمدرضا باهنر نايب رئيس مجلس در ايام انتخابات رياست جمهوري به پرسش‌هاي بي‌شماري درباره كنار نهادن دكتر احمدي‌نژاد از سوي شوراي هماهنگي چنين پاسخ داد: «واقعيت آن است كه 90 درصد موفقيت آبادگران در انتخابات مجلس هفتم، مديون شخص دكتر احمدي‌نژاد است. با اين وجود نامزد براي رياست جمهوري دكتر لاريجاني است؟!»(ص 74)

• بنابراين مجلس هفتم در برابر چشمان حيرت‌زده اصلاح‌طلبان و حاميان خارجي آنها، با اصول‌گرايان شكل گرفت. اما آيا در عمل اين مجلس طريق اصول‌گرايي را پيمود؟ ... اينها پرسش‌هايي است كه در آراي ملت به مجلس هشتم پاسخ داده خواهد شد. گرچه عدم رويكرد مردم به نامزدهاي مورد حمايت گروه‌هاي مجلس در انتخابات رياست جمهوري بزرگ‌ترين پاسخ صريح و شفاف بود.(ص 74)

• رويكرد دين‌گرايانه خاتمي در سال‌هاي پاياني از راه‌كارهايي بود كه واكنش ناباورانه مردم را درپي داشت.
• در اين دوره انتخابات..... وعده‌هايي چون استمرار توسعه اقتصادي... تسليم‌پذيري ديپلماتيك در سطح بين‌الملل و اجراي تعهدات زورمدارانه غربي كم و بيش از سوي همه نامزدها (مطرح) مي‌شد. (ص 78)
• ورود قاليباف به ضد انتخابات يكي از دو مساله بود كه چالش‌هاي بسياري را موجب شد... پيش‌تر محسن رضايي و علي شمخاني با حضور در انتخابات مجلس شوراي اسلامي و رياست مجلس هشتم مرزشكني كرده بودند. محسن رضايي بهاي گزاف استعفا از سپاه پاسداران را هم پرداخته بود اما علي شمخاني از پرداخت چنين هزينه‌اي جان سالم به در برده بود؟! (ص 83)

• اقداماتي كه با فرماندهي قاليباف در نيروي انتظامي انجام گرفته بود... ابزارهاي مديريت و توانمندي او شد. اما آيا رجل سياسي بودن و اشراف به ديگر سياست‌هاي مديريت كشور، همين ابزارها را نياز داشت؟ (ص 83)
• قاليباف با استعفاي كامل از سپاه پاسداران قاطعانه خود را مهياي گرفتن پست رياست جمهوري كرد. اين كار گرچه اجراي قانون بود ولي از ديد افكار عمومي و از منظر شاخص‌هاي ارزشي مردم نامطلوب تلقي گرديد. (ص 84)

• اما پاسخ هواداران قاليباف فاقد پشتوانه فكري و يا حقوقي قوي بود. اين گروه تلاش مي‌كردند با بزرگ‌نمايي اقدامات قاليباف در نيروي انتظامي، يك شبه از او سياست‌مداري مدير و خلاق بيافرينند. به هر حال قاليباف نيز از سوي شوراي نگهبان تاييد شده ولي اين بحث در اذهان مردم باقي ماند... (ص 84)

• ستاد حاميان قاليباف با بهره‌گيري از ابزارهاي مخرب سعي مي‌كرد تا صلاحيت سياسي نامزد خود را حتي بالاتر از تاييد شوراي نگهبان معرفي كرد. (ص 85)
• با اين كه قاليباف نهايتاً در شوراي نگهبان تأييد صلاحيت شد، اما اين پرسش سرنوشت‌ساز هم‌چنان باقي ماند كه آيا مصلحت‌سنجي‌هاي مقطعي معضل‌ساز آينده نخواهد بود؟ (ص 85)

• مسأله ديگر عدم تأييد صلاحيت معين بود... حداقل انتظار مردم اين بود كه معين با دفاع سرسخت از روابط با آمريكا و محكوم نمودن ملت به جرم دفاع از حق انرژي هسته‌اي و سردادن شعارهاي سلطنت‌طلبانه رد صلاحيت شود... اما حداد عادل رئيس مجلس شوراي اسلامي با نگاشتن نامه‌اي به محضر مقام معظم رهبري، تأييد صلاحيت برخي از رد صلاحيت‌شدگان را درخواست نمود. پاسخ مقام معظم رهبري تجديدنظر شوراي نگهبان را نسبت به تأييد صلاحيت معين و مهرعليزاده اعلام داشت. (ص 86)

• واقعيت آن بود كه بسياري از نامزدها و طيف‌هاي حامي آن‌ها، حملات گسترده‌اي به دوران توسعه مي‌نمودند. استدلال‌هاي آنها پيرامون زيان‌هاي اساسي اين دوران به كشور و ملت مورد تأييد مردم بود. (ص 88)
• به طور قطع انتخابات نهم به لحاظ عدم سلامت فضا و شرايط سياسي در تاريخ انقلاب اسلامي بي‌سابقه بوده است. (ص 90)
• واژه عقلانيت يا خردگرايي يكي از شعارهاي دوران سازندگي بود. (ص 92)
• از آفت‌هاي اين دوره، ترويج خردگرايي به گونه‌اي بود كه گويي در حاكميت جمهوري اسلامي هرگز عقلانيت ظهور و بروز نداشته است. (ص 92)
• آنان با تكرار مكرر مديريت خردمندانه، برنامه‌هاي عقلاني، مواضع مبتني بر خردورزي اهداف خاتمي را دنبال مي‌كردند.(ص93)

• واقعيت اين‌گونه بود كه اصلاح‌طلبي به سردمداري محمد خاتمي از آزادي عليه دين و شريعت و ارزش‌هاي انقلاب اسلامي‌، يك چماق ساخت و آن را مكرر بر فرق ملت فرود آورد.(ص 95)
• ميزان انطباق سازگاري و همگرايي آزادي اصلاح‌طلبانه با دين، شريعت و ارزش‌ها در تبيين آشكار شخص خاتمي آشكار شد، آنگاه كه فرياد برآورد: «اگر دين در مقابل آزادي بايستد درهم خواهد شكست نيز اگر عدالت هم در برابر آزادي ايستادگي كند درهم شكسته خواهد شد. همانگونه كه در مشروطه چنين شد.» در چهار سال اول حاكميت اصلاح‌طلبي خاتمي پيشگام اين نوع آزادي بود. (6-95)

• هاشمي رفسنجاني در وعده انتخاباتي خود درباره آزادي اين‌گونه گفت: «بايد اسلام واقعي را به مردم معرفي كنيم. سخت‌گيري در مسايل فرهنگي، پاسخگو نيست و جامعه را از درون منفجر مي‌كند. من سخت‌گيري در مسايل فرهنگي و اجتماعي را نمي‌پسندم. (ص96)
• واژه ديگري كه در انتخابات نهم در كنار آزادي و دمكراسي كاربرد نمادين داشت حقوق بشر بود. اين واژه بدون هيچ‌ توجيه و پوشش، پذيرش سلطه غرب را آشكار در تهاجم بنيادين فرهنگي تأييد مي‌كرد. (ص 101)
• خاتمي بارها اعلام داشت كه در حضور او شعر مرگ بر آمريكا سر داده نشود! اين دستور در هشت سال حاكميت او اجرا شد! (ص 103)

• آغاز خدشه در ديپلماسي الهي امام(ره) پيرامون آمريكا مانند ديگر مسايل به دوران سازندگي باز مي‌گردد.‌هاشمي رفسنجاني سال‌ها پيش از ارتباط با آمريكا استقبال كرد و قطع آن را عاقلانه ندانسته بود. (ص 104)
• محسن رضايي كه در جنگ تحميلي هشت ساله فرماندهي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي را عهده‌دار بود، در فيلم تبليغاتي خود وحشت از آمريكا را با اين جمله اظهار كرد كه: «آمريكا پدر درمي‌آورد»(ص106)
• اما احمدي‌نژاد در همه جا يك اصول‌گراي ثابت قدم بود.(ص 106)

• زن و جوان به عنوان ابزار پيشبرد اهداف سياسي از دوران سازندگي به صحنه آورده شدند.(ص110 )
• مهدي كروبي خيلي آسان و دور از هر تأمل و تعمق اعلام كرد: «كلمه رجال سياسي در قانون اساسي به معناي مرد نيست. بلكه شامل زنان نيز مي‌شود. براين اساس من معتقدم نامزدي زنان براي انتخابات رياست جمهوري هيچ ايرادي ندارد.» (ص 111)

• هاشمي رفسنجاني به پرسش خبرگزاري فرانسه درباره اين كه آيا شما موافق رياست جمهوري زنان هستيد، پاسخ داد: «از نظر شرعي مخالفتي ندارم. ضمن اين كه معتقدم منظور از رجل مرتبت و جايگاه است و صرفاَ مربوط به جنسيت نمي‌شود.» (ص 111)
• او (هاشمي) در پاسخ ديگر خود درخصوص حضور زنان در كابينه آتي‌اش گفت: «بله كساني هستند كه قابليت اين كار را دارند.» (ص 111)

• محسن رضايي.... اعلام نمود كه وزير خارجه‌اي از ميان زنان انتخاب خواهد كرد تا در مقابل خانم رايس وزير خارجه قرار گيرد و وي هم دو وزارت‌خانه و يك معاون رئيس جمهور را هم براي زنان كنار گذاشته بود!!(ص112)
• علي لاريجاني به عنوان يك روشنفكر تمام عيار... در فيلم تبليغاتي خود گام تندتر برداشت و از شيرين عبادي به عنوان برنده جايزه نوبل نام برد و او را ستود. (ص 112)
• در اين ميان احمدي‌نژاد همچنان بنيان‌هاي سياسي فكري خود را پاس مي‌داشت و نسبت به اين شعارهاي ابزاري بي‌تفاوت بود.(ص 113)

• ثبات نظر و قدم و ... عدم استفاده ابزاري از موضوعات و مسايل و بنيان‌ها در تبليغات، ويژگي منحصر به فرد دكتر احمدي‌نژاد بود. شيرين عبادي به عنوان يك اصلاح‌طلب اينچنين به اين پديده شگفت اعتراف مي‌كند: «احمدي‌نژاد تنها كانديدايي بود كه حرف خود را عوض نكرد.» (ص113)
• در گفتمان اصلاح‌طلبي اساس جمهوري اسلامي به خطر افتاد. جداسازي جمهوريت از اسلاميت و لزوم حفظ جمهوريت نظام از ساز و كارهاي فريبكارانه در اين گفتمان به شمار مي‌رود (ص 114)

• دكتر احمدي‌نژاد يكي از اعضاي مؤسس جامعه اسلامي مهندسين بود و عضو شوراي مركزي جمعيت ايثارگران بود. ولي اراده الهي در اين انتخابات چنين رقم خورد كه هر دو تشكل از نامزدهاي ديگر حمايت كنند. (ص 120)
• شوراي هماهنگي متشكل از نام گروه‌هاي مخالف اصلاح‌طلبان بود. اين شورا در همايش بيست و هشتم خود نامزدهايي را معرفي كرد كه نام احمدي‌نژاد در ميان آنها وجود نداشت. (ص 120)
• آبادگران شوراي شهر در حركتي مستقل از نامزدي احمدي‌نژاد حمايت كردند... اما اعلام آنها با جبهه‌گيري، پرخاشگري و حمله تمام عيار جناح راست مواجه شد. مريم بهروزي و منيره نوبخت! لحني تندتر از ديگران سخني گفتند... آبادگران مجلس نيز از اين حمايت اظهار برائت كردند!! (ص 120)

• آبادگران مجلس هم كه اميد قطعي به پيروزي قاليباف داشتند حاميان جدي و پرتلاش او شدند. به اين ترتيب دو گروه فوق يا چرخش بنيادين، اصول و معيارهاي خود را به نمايش گذاردند. (ص 121)
• افكار عمومي به روشني شاهد آن بود كه افرادي چون دكتر توكلي با شعارهاي تند عدالتخواهي و انتقاد و اعتراض و حمله به حيف و ميل ... نامزدي چون قاليباف را برگزيده‌اند (ص 122)
• پرسش بنيادين و تاثيرگذار مردم اين بود كه چگونه ايثارگران و آبادگران و اشخاصي مانند دكتر توكلي در مورد محتوا، شيوه و هزينه سرسام‌آور تبليغاتي نه تنها به قاليباف اعتراض ندارند، بلكه او را مورد حمايت همه‌جانبه خود قرار دادند. (ص 122)

• در اين ميان راهكار جامعه مدرسين دور از انتظار مردم بود. اميد آن بود ..... اميد آن بود كه جامعه مدرسين و جامعه روحانيت به دعوت مردم براي مشاركت در انتخابات بسنده كنند اما اين اميد نقش بر آب شد. (ص 123).
• پنج ميليون آراي‌هاشمي [به استناد نتايج نهايي انتخابات، ‌آراي‌هاشمي در دوره اول انتخابات نهم 6000159 راي و آراي احمدي نژاد 5071354 راي بود.] ثمره امتيازات و امكانات بي نظير او بود. (ص124)
• ناخرسندي شديد و مبنايي مردم نسبت به عملكرد ده ساله وي بر رسانه ملي ....... تفاوت يا تعارض نگاه لاريجاني با مردم را در فرهنگ سازي تبيين مي‌كرد.(ص126)

• آبادگران مجلس هم كه در دور نخست در كنار ايثارگران بودند به سرعت تغيير جهت دادند ...... توكلي ، عماد افروغ،نادران،خوش چهره، دهقان و ..... نامزد دوره دوم خود را دكتر احمدي نژاد دانستند. (ص 129)
• بدين ترتيب پرسشي كه ذهن تاريخ را همچنان به خود مشغول مي‌دارد آن است كه چگونه امتيازات و ويژگيهاي دكتر احمدي نژاد تا مرحله دوم بر آبادگران مجلس و جمعيت ايثارگران پنهان مانده بود؟(ص131)

• باهنر كه به شدت از لاريجاني حمايت مي‌كرد پس از 28 خرداد به حمايت از (احمدي نژاد ) برخاست.(ص 131)
• با كمال تعجب پس از پيروزي دكتر احمدي نژاد ملت شاهد صف بندي مجلسيان در برابر او بود........ عماد افروغ نماينده اي از آبادگران مجلس و حامي سرسخت قاليباف با شيوه اي تند ...... به رييس جمهور حمله ور شد.(ص 149)
• حاجي بابايي نماينده همدان و عضو هيات رييسه مجلس ....... درباره پيشنهاد رييس جمهور درباره نام گذاري سالي به نام مهرورزي به بندگان خدا گفت: .... اين پيشنهاد مي‌تواند مكمل پيشنهائ آقاي خاتمي در نام گذاري سال گفت و گوي تمدنها باشد. شايد به اندازه آن تاثيرگذار نباشد،اما بي تاثيرهم نيست.(ص150)

• پيش از آن دكتر حداد عادل در يك سخنراني به ميهمان نوازي از رييس جمهور پرداخت. او كه ميزبان نخستين حضور رييس جمهور در مجلس بود،با لحني تند بايدها و نبايدهايي را مطرح ساخت و خواستار عدم تغعيير مديران دوم خردادي شد! ريس مجلس در اين نطق گام بلندي هم برداشت و رييس جمهور را تهديد كرد كه اگر جنين كاري صورت بگيرد شخصا و همگام با مجلس در برابر او خواهد ايستاد. (ص151)
• عدم راي اعتماد مجلس به چهار وزير احمدي نژاد استقبال مجلس از ريس جمهور بود151!

• موضع گيري برخي دانشگاهيان نمره منفي بزرگي براي آنها به جاي گذارد. بدين معني كه دكتر احمدي نژاد نماد كامل و برجسته اي از استاد فرهيخته و دانشمند بود ....... دانشگاهيان سياسي كار در راهكارهاي سياسي چنين نماد ويژه اي را ناديده گرفتند يا به معارضه با او برخاستند. (ص 155)
• تعدادي ديگر كه خود را اصول گرا مي‌دانستند با وجود چنين شخصيت برجسته اي گرد يك نظامي سياسي شده حلقه زدند و وجهه علمي خود را به پاي او ريختند.(156)

• در حمايت از‌هاشمي اطلاعيه‌هايي صادر شد كه افرادي چون حاتمي‌كيا و كمال تبريزي از امضا كنندگان مشهور آن بودند. (157)
• اشخاصي كه در اين بخش از آنان ياد مي‌شود به اين معنا نيست كه داراي ارزش و جايگاهي در خور توجه هستند. بلكه بسياري از آنها اصولا فاقد ارزش جايگاه مردمي ، سياسي يا ديني اند. [اين افراد عبارتند از: حجت الاسلام كروبي،آيت اله‌هاشمي رفسنجاني،آيت اله نورمفيدي،آيت اله طاهري اصفهاني،آيت اله اسداله بيات، آيت اله موسوي تبريزي،همسر شهيد رجايي.] (ص159)

• مجمع تشخيص مصلحت نظام پس از رياست جمهوري احمدي نژاد به فكر تدوين آيين نامه جديد افتاد. [شايان ذكر است كه مصوبه مجمع تشخيص مصلحت نظام در خصوص نظارت بر حسن اجراي سياستهاي كلي نظام در جلسه 21/3/84 مجمع يعني 15 روز قبل از مشخص شدن نتيجه انتخابات رياست جمهوري به تصويب رسيد و رهبر معظم انقلاب آن را در 20/6/84 به سران سه قوه ابلاغ كردند. ]

• اين مصوبه كه در هشت سال گذشته نيازي به تصويب آن ديده نشد و با پيروزي دكتر احمدي نژاد و تشكيل دولت اسلامي او تصويب و اجراي آن ضروري گرديد!. ...... اساسي ترين پرسش ملت اين بود كه احمدي نژاد به كدامين گناه بايد چنين مجازات مي‌شد؟ ص(170-171)
• .............. بدون پرداختن به محتواي (نامه همسر شهيد رجايي) اشاره مي‌شود كه همسر شهيد رجايي در سالهاي نخست رياست جمهوري محمد خاتمي در تاييد او سخني داشت كه تيتر برخي از روزنامه‌هاي دوم خردادي شد. اين سخن عبارت بود از همان عشقي را كه به رجايي داشتم به سيد محمد خاتمي دارم.(ص177)

صدا و سيما به عنوان تنها رسانه ملي در انتخابات نهم عملكردي ويژه داشت....... و به گونه‌هاي مختلف حضور احمدي نژاد را در انتخابات حضوري خطرناك منعكس مي‌كرد. (ص 179)

• يكي از جنجالي ترين اقدامات صدا و سيما در مرحله نخست پخش پيوسته اخبار وزارت كشور به صورت زيرنويس و غيره بود ..... علت مهمي كه مهدي كروبي را در تهاجم به نظام اسلامي گستاخ تر كرد همين برخورد سوال برانگيز صدا و سيما در شمارش آرا بود.(ص180)
• نوشته‌ها و سرمقاله‌هاي شبهه‌ناك، روزنامه كيهان را هم در مسير مخالف احمدي نژاد قرار داد. شايد اين مخالفت روي مصلحت سنجي‌هاي سياسي بود كه همواره حق در ميدان آن به مسلخ مي‌رود. (ص185)

• مشهور ترين شايعه از توافق حداد عادل با‌هاشمي خبر مي‌داد مبني بر اينكه اصول گرايان توكلي و احمدي نژاد را از صحنه خارج كنند و در مقابل‌هاشمي هم نيايد. شايعه اي كه احتمالا صحت و سقم آن به عنوان يكي از رازهاي انتخابات سال 84 باقي خواهد ماند.(215)
• كار به جايي رسيد كه مهندس چمران اعلام كرد: فشارهاي گسترده اي براي انصراف احمدي نژاد وارد مي‌شود . همه دوست دارند احمدي نژاد كنار برود ولي خودشان حاضر نيستند كنار بروند.(217)

متاسفانه تطبيق واستناد به مطالب موهن و كذب اين كتاب به اندازه‌اي فراوان است كه ذكر همه آنها در اين مقال نمي گنجد. در پايان از آنجا كه عمده مطالب اين كتاب در خصوص زير سوال بردن دولت سازندگي و تخريب شخصيت روئساي جمهور پيشين كشور بوده، جا دارد به دو نكته در اين زمينه اشاره شود.

• آقای خامنه ای در تاريخ 27/12/1375 كه سال‌هاي آخر دوران رياست جمهوري‌هاشمي رفسنجاني بود، در بخشي از حكم انتصاب اعضاي جديد مجمع اعلام داشتند: «اكنون كه به حمدالله با حضور پرحماسه ملت عظيم الشان در همه ميدان‌هاي سياسي و اجتماعي و اقتصادي و با همت بلند مسؤولان كشور در قواي سه‌گانه نظام مقدس جمهوري اسلامي از استوار و موفقيت و عزتي كه شايسته آن است برخوردار گرديده مقتضي است....» به اين ترتيب مشخص مي‌شود، ابراز اين جملات نظر صريح مقام معظم رهبري درخصوص وضعيت كشور در پايان سال 1375 بوده است كه صريحا با تمام مطالب اين كتاب منافات دارد.

• توفيقات عظيم كشور در عرصه فناوريهاي پيشرفته، بدون ترديد مرهون تلاشهاي دولتهاي گذشته بوده و امروز دولت نهم برسر سفره‌اي نشسته است كه تمام تداركات آن از قبل مهيا شده بود. حضرت آيت الله خامنه‌اي در تاريخ 4/6/81 با تجليل از همت رئيس جمهور(خاتمي) براي تحقق اهداف نظام اسلامي ، دولتمردان و مسئولان اصلي كشور را افرادي مومن ، انقلابي و علاقمند به خدمت به مردم برشمردند و افزودند دولت آقاي خاتمي تلاشهاي فراوان و توفيقات زيادي داشته است. اما مردم از خيلي از آنها مطلع نيستند.

 

,

درباره وبلاگ
 
این وبلاگ حاصل کار گروهی چند دانشجوی ایرانی در خارج از کشور هست .
ما اینجا همه چیز داریم از خاطرات روزانه تا اخبار سیاسی و گزارشهای فرهنگی هدفی نداریم جز اینکه شما هم بدانید ! دانستن تنها هدف ماست .
 

 
لیست دوستان

خبرنامه امیر کبیر
تحكيم نيوز
ادوار نيوز
بنياد باران
محسن كديور
سيد محمد خاتمي
مهدی محسنی
امير فرشاد ابراهیمی
خبرنامه رويداد
راحله کشتگر
فدراسيون دانشجويان
مریم ناهیدی
روزبه مير ابراهيمي
معصومه ابتكار
مريم شباني
هانيه بختيار
زنده نام امير آسماني
ژیلا بنی یعقوب
نسرین بصیری
آیدا سعادت
محبوبه حسین زاده
میرا
عطیه وحید منش
قالب وبلاگ
 

 
بخش ویژه

 
 
Copyrights This Blog  © 2008 | Designed By : ParsTheme.com